الشيخ رسول جعفريان وديگران

23

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

امام على ( ع ) و حل اختلاف با بنى جذام مورد 63 : در غزوهء زيد بن حارثه به سوى بنى جذام كه كسانى اسير و كشته شدند ، طايفه‌اى از آنان نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و از حضرت خواستند اسيران را رها كند و آنها از كشتگان بگذرند . حضرت از على خواست تا همراهشان نزد زيد برود . على - رضى الله عنه - گفت : زيد سخن او را نخواهد شنيد . حضرت شمشيرش را به على داد . على گفت : سوارى ندارد كه بر آن سوار شود . او را بر شترى از ثعلبة بن عمرو سوار كردند و رفتند . در راه به فرستادهء زيد رسيدند كه بر شترى از غنايم سوار بود . او را پياده كردند . بعد به زيد رسيدند و مسائل حل شد ( 2 / 615 - 616 ) . مورد 64 : ابن اسحاق در سخن از غزوهء عبد الرحمن بن عوف به دومة الجندل ، خبرى از عبد الله بن عمر نقل مىكند كه با ده نفر همراه پيامبر ( ص ) بوده كه يكى از آنها على بن ابى طالب بوده است ( 2 / 631 ) . امام على ( ع ) و سفر به يمن مورد 65 : ابن اسحاق از غزوهء على بن ابى طالب - رضوان الله عليه - در يمن ياد كرده ، با اين قيد كه دوبار بوده ، اما اطلاعات بيشترى نداده است . ابن هشام افزوده : ابو عمرو مدنى گفت : رسول خدا ( ص ) على بن ابى طالب را به يمن فرستاد و خالد بن وليد را با سپاهى ديگر ، و فرمود : اگر به هم رسيديد ، امير شما على بن ابى طالب است ( 2 / 641 ) . امام على ( ع ) و بيمارى پيامبر ( ص ) مورد 66 : ابن اسحاق مىنويسد : زهرى روايت كرد : روز بيمارى رسول خدا ( ص ) على بن ابى طالب - رضوان الله عليه - از نزد پيامبر ( ص ) بيرون آمد . مردم از ايشان حال پيامبر ( ص ) را پرسيدند . گفت : به حمد اللّه خوب است . عباس دست او را گرفت و گفت : اى على ! به خدا سوگند كه مرگ را در چهرهء رسول خدا ( ص ) ديدم ، همانطور كه در چهرهء ديگر فرزندان عبد المطلب ديدم . بيا نزد پيامبر ( ص ) برويم ، اگر اين امر از آن ماست ، از آن آگاه باشيم ، اگر در غير ماست ، توصيهء ما را به مردم بكند . على گفت : به خدا چنين نمىكنم . اگر او ما را از آن منع كند ، ديگران هرگز آن را به ما نخواهند داد ( 2 / 654 ) . مورد 67 : ابن اسحاق مىگويد : وقتى رسول خدا ( ص ) رحلت كرد ، انصار به سوى سعد بن عباده در سقيفهء بنى ساعده رفتند . على بن ابى طالب و زبير و طلحه در خانهء فاطمه آمدند و ديگر مهاجران به سوى ابو بكر متمايل شدند ( 2 / 656 ) .